اندیشه های آزاد

در کوچه های ..............

اندیشه های آزاد

در کوچه های ..............

سیب سرخ

« اون ور پنجره زیر درخت  سیب دختر جوون چشمانش رو بست  وبالبخندی  

 

بر لب  سیبی  چید و گاز زد ...... تف کرد وسیب سبز ترش و گس بود  

 

آن طرف سیب قرمزی دید چیدش  بوش کرد ... از بوی سیب خوابش اومد 

 

خوابید .... 

 

دید مردی رعنا و جوان و مهربان سوار بر اسبی سپید با لبخندی زیبا به 

 

سراغش آمد و او را هم سوار کرد وبرد. 

 

بیدار شد..... از خواب بیدار شد . هنوز مزه تلخ و گس اون سیب  تو دهنش بود 

 

و پشیمان که چرا چشم بسته  اون سیب تلخ وگس رو تجربه کرده !  .............. .»

نظرات 3 + ارسال نظر
لیلیت 20 خرداد 1390 ساعت 10:56 http://www.lilith2010.blogsky.com

اگه امتحان نکرده بوداز کجا می فهمید گسه؟ همه چیز در این چهان ازمون و خطاست

نظرتون محترم...........

لیلیت 20 خرداد 1390 ساعت 11:06 http://www.lilith2010.blogsky.com

اگه امتحان نکرده بود از کجا می فهمید گسه؟ همه چیز ازمون و خطاست

باشماق 27 خرداد 1390 ساعت 08:57 http://http://bashmagh.blogsky.com

سئوال سختیه آیا هر چه را باید امتحان کرد و به خوب و بد آن پی برد ؟
و یا باید از بچربه دیگران استفاده کرد و خوب را انتخاب کرد
یا اصلا چون سیب مال اون نبوده نباید می خورد
خوتون نظر تون چیه
چرا میگن سیب سرخ برای دست چلاق خوبه
من که گیج شدم

ببین دوست عزیز اگه آدما همین قدر که به احساساتشون اهمییت میدن از فکرشون استفاده کنن و با چشم بسته به انتخاب دست نزنن موفق تر میشن تو انتخابشون و اگه سیب قرمز رو اولش نگا میکرد وچشم بسته سیب اولی رو نمیچید بهتر بود براش. در ضمن اونایی که به شانس اعتقاد دارن اون ضرب المثلی که شما گفتی براشون صحت داره

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد